خواجه نصير الدين الطوسي

187

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و بر آن تحريص كنند كه با كودكان بركند و مكافات جميل بجا آورد تا سود كردن بابناى جنس خود به عادت گيرد ؛ و زر و سيم را در چشم او نكوهيده دارند كه آفت زر و سيم از آفت سموم افاعى بيشتر است ؛ و بهروقت اجازت بازى كردن دهند ليكن بايد بازى او جميل بود و بهر تعبى و المى زياده مشتمل نباشد تا از تعب ادب آسوده شود و خاطر او كند نگردد و طاعت پدر و مادر و معلم و نظر كردن بايشان به عين جلالت به عادت او كنند تا از ايشان ترسد ؛ و اين ادب از همهء مردم نيكو بود و از جوانان نيكوتر ، چه تربيت بدين قانون مقتضى محبت فضايل و احتراز از رذايل باشد . و ضبط نفس كنند از شهوات و لذات و صرف فكر در آن تا بمعالى امور ترقى نمايد . و بر حسن حال و طيب عيش و ثناى جميل و قلت اعداء و كثرت اصدقاء از كرام و فضلاء روزگار گذراند و چون از مرتبه كودكى بگذرد و اغراض مردمان فهم كند او را تفهيم كنند كه غرض از ثروت و ضياع و عبيد و خول و خيل و طرح فرش ترفيهء بدن و حفظ صحت است تا معتدل المزاج بماند و در امراض و آفات نيفتد ، چندانكه استعداد و تاهب دار البقاء حاصل كند ، و به او تقرير دهند كه لذات بدنى خلاص از آلام باشد و راحت يافتن از تعب تا اين قاعده را التزام نمايد . پس اگر از اهل علم بود تعلم علوم بر تدريجى كه ياد كرديم اول علم اخلاق و بعد از آن علوم حكمت نظرى آغاز كند تا آنچه در مبدء بتقليد گرفته باشد او را مبرهن شود و بر سعادتى كه در به دو نما بىاختيار او را روزى شده باشد شكر گذارى و ابتهاج نمايد . و اولى آن بود كه در طبيعت كودك نظر كنند و از احوال او بطريق فراست و كياست اعتبار گيرند تا اهليت و استعداد از چه صناعت و علم در